جستجو در سايت

خبرنامه

معرفی ناریا به دوستان



بازدید امروز از صفحه : 0

بازدید کلی از صفحه : 7152

بازدید امروز از سایت : 76

بازدید کلی از سایت : 834922

 
 آرشیو 




 
 

کتاب چهارم، برآمدن مردم، مقدمه 9

  کتاب چهارم،برامدن مردم، مقدمه ۹  ظاهرا به عرصه تاریخ راندن و برملا کردن ماجرای نسل کشی پوریم و تشریح عواقب آن قصابی عظیم بر تمدن حوزه شرق میانه، چنان درگیری و دل نگرانی میان دوستان و دشمنان این مطالب نو، برانگیخته است که به نظر می رسد رفع آن نیازمند ارائه مقالات و مستندات پر شمارتری است تا شاید کسانی از تحمیق بیش تر خویش دست بدارند و لااقل شهادت چشمان خود را به هنگام دیدار مستند تختگاه باور کنند. 

کتاب چهارم، برآمدن مردم، مقدمه 8

شاید که انتقال نقل هایی از کتاب رستم الحکما، توانسته باشد کسانی را قانع کند که مجمع معینی با تولید مجموعه مطالبی بی ارزش در موضوع تاریخ شرق میانه، مملو از گمانه هایی ناممکن و فاقد منطق گفتار و تهی دستی آشکار در استدلال، قصد اعطای هویت تاریخی ساخت کنیسه و کلیسا را به مردمی فاقد میراث باستانی روشن داشته اند.

کتاب چهارم، برآمدن مردم، مقدمه 7

به استثنای ابنیه رومن، که به خواست خدا شرح و بسط بس هیجان انگیز و حیرت آوری در باب هویت و میراث آن ارائه خواهم داد تا نه تنها فطرت نگاه به تاریخ اروپا را زیر و رو کند، بل مورخ را وادارد تا تامل کننده در بنیان تاریخ را به غور در این نکته بدیع فرا خواند که ابنیه مجلل و مورد احترام آیینی، معابد، مساجد و اماکن مقدس، در شرق میانه پوریم زده، اندک همخوانی فنی و فرهنگی و اجرایی، حتی به مقیاس یک نشیمن اشرافی، با الگوی سرپناه حلقه مردم اطراف ندارد.

کتاب چهارم، برآمدن مردم، مقدمه 6

به راستی که گشودن سرفصلی برای عنوان کردن ضرورت بازبینی و تامل در این باب که فرهنگ و دانش و اشنایی انسان با آن چه مجملا مقوله شناخت در علوم انسانی می نامند، سوقاتی است حاصل آن دگرگونی که قریب ۵۰۰ سال پیش، آن زمان که کسانی، لرزان و نامطمئن اما کنجکاو و شجاع،  سفینه های بادبانی و با مختصر امکانات فنی را به پهنه بس گسترده و ناشناس اوقیانوس ها راندند و اندک اندک آدمی را با محتویات جهان و از جمله مظاهری مندرس از نشانه های تمدن عتیق در آمریکای مرکزی و آفریقا و آسیا آشنا کردند.

کتاب چهارم، برآمدن مردم، مقدمه 5

کسانی بهانه می گیرند که به عرصه کشاندن و نقل از کتاب رستم التواریخ، که مورد اعتنای مورخان نیست، از تهی دستی ناقد و مورخ خبر می دهد. فی الحال گرچه فاصله عمده ای میان مندرجات رستم التواریخ با تالیفات دیگر در بررسی حوادث آن عهد نیست، و اگر سئوال کنم کدام مورخ و ناقد و در چه مکان، حتی به اشاره، مطلبی در رد محتوای کتاب رستم الحکما آورده، علی المعمول پاسخی ندارند و نمی آورند، زیرا جدای از تجلیل ناشر و مصحح و دست کم چهار نوبت چاپ، در اعلام هر تالیفی در موضوع صفویه و زندیه و افشار، بارها به رستم التواریخ رفرنس داده و در منابع تخصصی نیز، چنین جامه مجللی بر قواره کتاب دوخته اند.

کتاب چهارم، برآمدن مردم، مقدمه 4

مصمم بودم فصول رسمی مراکز قدرت کاغذین و یراق داران بی نشان حکومت ها را بر اساس قصه های موجود دنبال کنم، از افشاریه و زندیه بنویسم و اوراق کتاب هایی را نشانی دهم که مشتی از عالی مقام ترین مدعیان، در صحن صفحات آن درباره سردم داران این سلاسل بی نمایه، همچنان به قرار قبل، نقالی کرده اند.

کتاب چهارم، برآمدن مردم، مقدمه 3

پیرمردی به دیدار آمده بود، آراسته و در سیما و گریم عارفان، با سبیلی فرا انبوه و آویخته، که بر طنین صدای اش می افزود و حرکت لب های اش را در پوشش خود پنهان می کرد. پس از ادای تعارفات معمول، ساکت و سر به زیر، بی ادای کلامی مشغول خوردن چای شد. همچنان در سکوت به لیوان دست اش خیره بود و ناگهان از جای برخاست و با صدایی تر شده در بارش قطرات اشک، گفت...

کتاب چهارم، برآمدن مردم، مقدمه، 2

به مدد الهی، بار بزرگی از خس و خاشاک یهود انباشته را، از مسیر عبور تمدن جهان و به ویژه در شرق میانه برچیدم و با گذر از طبقات مختلف دور اندیشی بنیان نگر، مدخل هایی را گشودم که محتوای غنی هر یک، همانند مستندات استاد مجتبی غفوری نازنین، شایستگان و طالبان آگهی های نو را چنان حیرت زده کرد که گفت و گو در باب آن، منجر به ظهور مکتب نوین بنیان اندیشی در مکالمات تاریخی و بن مایه های فرهنگی شد که از روزن فضای نوپدید آن، چشم انداز تازه ای با این ادعا ظهور کرد که سراپای فرهنگ و فرمت های فراهم آمده کنونی، در تصورات هویت شناسی اقوام، از صحت و سلامت تهی، و در زمره خیال پروری هایی است که به سعی کنیسه و کلیسا، در سه قرن اخیر، برای امحاء نقش و رد پای قوم یهود در توسل به نسل کشی و قتل عام گسترده و مخفی مانده پوریم، در شرق میانه تدارک شده است.

کتاب چهارم، برآمدن مردم، مقدمه، 1

آن حرکت گام به گام و منزل به منزل، در مسیر و مفهوم بنیان اندیشی، که با ورود به چند صد مدخل و منظر گوناگون، سرانجام فقدان مطلق اسلوب و ارتباط، در اطلاعات تاریخی و فرهنگی موجود را علنی کرد، زمینه سازی مقدماتی برای ورود به حوادث مبهم و پیچیده تاریخ معاصر ایران بود، که ادبیات کنونی درباره آن، مملو از تعارفات فریبنده و قصه هایی بزک شده برای خواب روشن فکری عوام اندیشی است، که گویی برای بلعیدن و بالیدن به ناآگاهی های کنونی تربیت شده اند. 


نمایش :  1 / 9 

 کل 9
 
 









کلیه حقوق مندرجات این صفحه برای حق و صبر محفوظ است

استفاده از مقالات با ذکر ماخذ مجاز است . چاپ مقالات به صورت کتاب ممنوع است